سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

مقدمهء مصحح 7

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

العلماء بهاء الدين ولد است نه مولانا جلال الدين محمد فرزند وى هرچند كه مولانا معارف بهاء ولد را بسيار مىخوانده و اسرار آن را براى ياران خود شرح و تفسير مىفرموده است . اين جزو از معارف با سائر اجزا تفاوت بسيار دارد از جمله آنكه درين جزو مطالب متنوع و گوناگون به چشم مىخورد و مانند ديگر اجزا منحصر بمسائل عرفانى و صوفيانه و تفسير نيست و فى المثل مسائل مربوط بعلم الحيوان ( ص 3 ) و نبات‌شناسى ( 32 ) و طب ( 31 - 30 ) و زراعت و پيوند نباتات ( 32 ) هم درين كتاب مىخوانيم . همچنين بحث از مطالب فقه كه قسمت عمده‌يى از صفحات كتاب را فرا مىگيرد و همه به زبان عربى و مشتمل بر اغلاط نيز هست در اجزاء سه‌گانه نظير ندارد . ديگر اشارات مؤلف بحوادث زندگى و بيان جزئيات از احوال مزاجى و خاندان و معاصرين گمنام خويش از جهات امتياز اين جزو تواند بود و ازين اشارات بسيارى از نكات زندگى او را به روشنى درمىيابيم ازين قبيل : 1 - مصنف در زمان حيات به « ولد » مشهور بوده و بدين عنوان در ميان مردم بلخ و وخش ياد مىشده است ( ص 45 ) . 2 - مادر او هنگام تأليف جزو چهارم و در اوائل قرن هفتم زنده بوده و او را « مامى » مىگفته‌اند ( ص 45 ) و او زنى بدخوى و فحش‌گوى بوده و فرزند خود را مىرنجانيده است ( ص 62 ، 144 ) . 3 - بهاء ولد در اين هنگام ( ميانهء سال 597 و 607 ) چندين فرزند داشته و از پى آنان و مادرش رنج مىبرده و غم مىخورده ( 109 ، 156 ، 161 ) و يكى از پسران او موسوم به « حسين » بوده است ( 45 ، 142 ) . 4 - او در موقع تأليف اين جزو بامراض گوناگون ( ص 44 ) مبتلا بوده و از ابتلاء بسلس البول رنج بىاندازه مىكشيده ( ص 1 ، 4 ، 31 ، 49 ، 53 ، 90 ) و پيرى بر او استيلا يافته و پشت دستش سياه شده بوده است ( ص 115 ) . 5 - از ميانهء معاصرين چند تن او را به شدت آزار مىكرده‌اند و مشوّش مىداشته‌اند